محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
497
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
جهانبانى نشانيدهايم « 1 » و جميع حكّام و سلاطين ممالك محروسه ، سيّما خوانين اين بلاد و ديار ، بدرگاه خواقين پناه آمده بلوازم تهنيت و مراسم مباركباد قيام و اقدام نمودند و تمامى به نواب سلطنت اياب مشار اليه دست بيعت داده زبان صدق و اخلاص بذكر عهد و پيمان گشودند . نظم ز هر كشور از ملك توران گروه * ز خاقان نژادان صاحب شكوه بدرگاه عالم پناه آمدند * سراسر بخيل و سپاه آمدند همه حلقه در گوش بيعت شدند * همه ره نورد اطاعت شدند به غير از تو مجموع گردنكشان * به گردن گرفتند باج گران تو هم گر بايشان كنى اتفاق * نگيرى طريق خلاف و نفاق ، از آن جمع ممتاز گردى بجاه * فزون گرددت ملك و خيل و سپاه و گر رو به راه خلاف آورى * شمارى تو اين كار را سرسرى فرستم بخوارزم چندان سپاه * كه در كوه و وادى نماند گياه از آن پس كه ملك تو گردد خراب * رسانند از قهر خاكش به آب گرفته ترا پا به بند آورند * فكنده به گردن كمند آورند اكنون تو نيز بايد كه مراعات توره و ياساى چنگيز خانى كرده در محلّ موعود و زمان معهود ، با امراى سرحد موافقت نموده به قريلتاى ما حاضر گردى و قول را با فعل مطابق ساخته وادى سركشى و نفاق را بقدم يكجهتى و وفاق در نوردى « 2 » و اگر چنانچه خلاف اين معنى و نقيض اين مدّعا بر صفحهء ظهور ، سمت وقوع گيرد ، بلا شك وريب بتأييد عالم الغيب ، درين بهار ، موكب ظفر شعار به آن طرف حركت مىكند و بادى الرأى عزم مملكت خوارزم نموده و آن خطّه را بحيطهء تصرف
--> ( 1 ) - م : نشانيدهام ( 2 ) - م : وفاق نوردى